تبليغاتX

*
*
*
*
*
*
*
پرستوهای مهاجر - دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمی شه 2
به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد...............

قفله؟وازش مي كنيم!

 

قهره؟نازش مي كنيم!

 

مي كشيم منتشو

 

مي خريم همتشو!

 

 

مگه زوره ؟بخدا هيچكي به تاريكي شب تن نميده

 

موش كورم كه ميگن دشمن نوره به تيغ تاريكي گردن نميده!

 

 

 

دختراي ننه دريا رو زمين عشق نموند

 

خيلي وقت پيش باروبنديلشو بست خونه تكوند

 

 

ديگه دل مثل قديم عاشق و شيدا نمي شه

 

تو كتابم ديگه اونجور چيزا پيدا نميشه.

 

 

 

دنيا زندون شده :نه عشق نه اميد نه شور

 

برهوتي شده دنيا كه تا چش كار مي كنه مرده س و گور

 

 

نه اميدي- چه اميدي؟ به خدا حيف اميد!-

 

نه چراغي- چه چراغي؟ چيز خوبي ميشه ديد؟-

 

نه سلامي- چه سلامي؟ همه خون تشنه ي هم !-

 

نه نشاطي- چه نشاطي ؟ مگه راهش ميده غم؟-

 

 

داش آكل مرد لوطي

 

ته خندق تو قوطي!

 

توي باغ بي بي جون

 

جم جمك برگ خزون!

 

 

 

ديگه ده مثل قديم نيس كه از آب در مي گرفت

 

باغاش انگار باهارا از شكوفه گر مي گرفت:

 

آب به چشمه !حالا رعيت سر آب خون مي كنه

 

واسه چار چيكه ي آب چل تارو بي جون ميكنه

 

نعشا مي گندن و مي پوسن و شالي مي سوزه

 

پاي دار قاتل بيچاره همونجور تو هوا چش مي دوزه

 

Image hosting by TinyPic

 

 

+ حرف دل  پنجشنبه یازدهم آبان 1385عمر 15:46  توسط پرستو  |